یادگیری از طریق «مانند، نمودار»
یکی دیگر از راهها برای پیوند آموختهها، ارتباط بخشی اطلاعات با یکدیگر، با توجه به تفاوت آنهاست. «این مثل این است، اما به جای آن، این را دارد.» استفاده از این روش یادگیری میتواند آموختهها را با هم پیوند دهد، حتی اگر شما استعارهای کامل یا نمودار نداشته باشید. مثال:
«کنفوسیوس حدوداً در زمان سقراط متولد شد، اما در چین باستان زندگی میکرد.»
این روابط لازم نیست 100 درصد درست باشد. در حال تلاش برای ساخت یک نقشهی کاملاً دقیق نباشید. اگر بخواهید مطلبی را یاد بگیرید درست بودن 80 درصد رابطهای که به ذهن شما میرسد کافی است. مهم این است که بتوانید از طریق همین روابط مطلب را یاد بگیرید.
-
یادگیری از طریق نمودار
ایجاد نمودار، ارتباط بین آموختهها را نشان میدهد. اهمیت این روش در این است که راههای ممکن مخلتفی را که احتمالاً آموختهها را به یکدیگر ارتباط میدهد کشف کنید، نه اینکه فقط نمودارهای مشابه را تکرار کنید. اگر ارتباطات گوناگونی بین آموختههایتان دارید و یکی از آنها را فراموش کردهاید، از طریق آموختههای دیگر آن را به یاد خواهید آورد.
نمودارهای مطالب درسی بر اساس ویژگی، زمان استفاده یا شباهتهای دیگر آنهاست. اگر در حال یادگیری یک مبحث از کتاب شیمی یا فیزیک هستید، نمودار نشان میدهد که چگونه همهی مطالب به هم مربوط هستند. معادلات بسیاری مشابه هم هستند یا از یکدیگر مشتق شدهاند؛ بنابراین میتوانید فرمولهای پیچیده را با تبدیل آنها به اشکال سادهتر، آسانتر یاد بگیرید.
یادگیری از طریق تجسم
یکی دیگر از راههای به هم پیوستن آموختهها این است که آنها را تصور کنیم و از هر مطلب غیر قابل فهم یک تصویر خیالی در ذهن خود بسازیم. اگر شما یک یادگیرندهی غیر بصری هستید، میتوانید از همان روش برای حواس دیگر خود استفاده کنید. ممکن است برای شما معنیدارتر باشد که برای بهخاطرسپاری آموختهها، صداها یا حسها را به هم متصل کنید.
یادگیری دقیق
هر گاه سعی میکنید چیزی را یاد بگیرید، تلاش کنید قانون 70 درصد را رعایت کنید؛ یعنی سعی کنید تا 70 درصد مفاهیم آموختهها را قبل از ادامهی مطلب، درک کنید. اگرچه شما 30 درصد اطلاعات را از دست میدهید، اما سرعت بیشتری در یادگیری خواهید داشت. علاوه بر این همیشه میتوانید با مرور دوباره یادگیری را کامل کنید.
دلیل مفید بودن این رویکرد این است که یادگیری 30 درصد آخر نیاز به تلاشی برابر همان 70 درصد اول دارد. با حرکت به جلو، میتوانید اطمینان حاصل کنید که تمرکزتان روی آنچه واقعاً مهم است قرار دارد نه جزئیات یک موضوع!
شما میتوانید از این روش در ارتباط بین آموختهها استفاده کنید. به عنوان مثال:
درک 70 درصد از یک فرمول و سپس شیرجه زدن برای اثبات آن
یادگیری یک استدلال فلسفی تا 70 درصد و سپس پرداختن به بررسی استدلالها
یادگیری 70 درصد از کلمات یک درس زبان و سپس استفاده از آنها در تمرین و گفتوگو
اگر از این رویکرد برای مطالعه استفاده کنید، به جای اینکه برای حفظ کامل یک مطلب انتظار بکشید و بعد به ارتباط بین آموختهها بپردازید میتوانید خیلی زود شروع به ساخت ارتباطات بین آموختهها کنید. این رویه بار حفظ کردن را کاهش میدهد و به شما در یادگیری سریعتر کمک میکند.